واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
987
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
اطلاع ديگرى در دست نيست ) نزول كرد و روز بعد كه آدينه بود در مسجد بنام وى خطبه خوانده شد . تارابى نخست نمايندگان اشراف بخارى يعنى « صدور و اكابر و معارف شهر را » به نزد خود طلبيد . سرور صدور از همان خاندانى بود كه افراد آن پيش از دوران مغولان رياست داشتند « 1 » ، و تارابى وى را « سبب آنكه از عقل و فضل هيچ خلاف نداشت » و در برابر آن مرد عاصى مقاومت نكرد ، به منظور بالا بردن نفوذ كلام و حيثيت خويش خلافت داد و محبوبى را بجاى او « به صدرى موسوم » و منصوب كرد . ولى محمود بر روى هم به « عوام ورنود » متكى بود و « اكثر اكابر و معارف را جفا گفتى » و مورد تعقيب قرار
--> ( 1 ) - ( دربارهء صدور بخارا كه فئودالهاى روحانى از خاندان برهان در آن شهر بودهاند به فصل سوم اين كتاب ( ص 687 - 685 ) رجوع شود . به مقالهء مفصل بارتولد تحت عنوان « برهان » ( EI ' I ) نيز رجوع شود ، در آن مقاله به مراجع و مآخذ نيز اشاره و استناد شده است . گذشته از منابعى كه و . و . بارتولد ذكر كرده به جوزجانى نيز بنگريد ( چاپ ناسائو - ليس ، 167 ) . جالب توجه است كه پس از وقايع سال 1238 ميلادى / 636 هجرى نيز صدور بخارا باقى و برقرار بودهاند . رشيد الدين ( چاپ علىزاده ، متن ، 141 ؛ همانجا ، ترجمهء آرندس ، 89 - 88 ) ذيل سال 671 هجرى ( 73 - 1272 ميلادى ) از صدر جهان بخارا كه حاكم شهر بوده ياد مىكند . در مكاتبات رشيدى نامهاى خطاب به « مولانا صدر جهان بخارا » كه مربوط به زمان فرمانروائى اولجايتوخان است ( 1316 - 1304 ميلادى 716 - 704 هجرى ) ديده مىشود كه در طى آن پاسخ مسائل دينى كه صدر طرح كرده بوده داده شده است ( مكاتبات رشيدى ، چاپ شفيع ، نامهء شمارهء 16 ، ص 52 - 43 ؛ و همچنين نسخهء خطى موزهء آسيائى 734 ( 938 D ) ، ورقهاى b 26 - a 22 ) - تحريريه ) .